هلماهلما، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 29 روز سن داره

♥ღღ♥هلما ♥ღღ♥...

افطاری تو خونه ی خاله نیر

سلام ناز گل مامان  امشب واسه افطاری خاله نیر دعوتمون کرده  من و دخملم و مامان جون از ظهر رفتیم واسه کمک به خاله  تقریبا ساعت 5 و 6 بود که کارا تموم شد و ساعت 7و 8 مهمونا اومدن تقریبا 30 نفری میشدن شب هم مهمونا رفتن و من ، دختر عموی محدثه و دختر خاله موندیم واسه کمک   ...
22 تير 1393

مهمونی

سلام نفس مامان امروز مهمونی داریم تنبل خانم پاشو کمکم کن   دختر ما رو باش مامانش مهمون داره دختره گرفته تخت خوابیده خاله ناهید و خاله نیر و مامان جون و دایی ابراهیم اینا قراره بیان نهار . بالاخره مهمونا اومدن و ناهارو خوردیم بعد یکم استراحت کردیم . عصر هم خاله ها با اقاجون و دایی  و بابایی شما رفتن شام غریبان خاله ی شوهر خاله نیر. ...
3 تير 1393

نیمه ی شعبان

سلام دختر گلم  امشب به مناسبت نیمه ی شعبان خونه خاله نیراینا دعوتیم.  من و دختر گلم از ساعت 12 ظهر اومدیم واسه کمک به خاله نیر. دختر خاله و مامان جون و دایی اصغر اینا هم اونجا بودن. ساعت 9 شب بود که همه ی مهمونا اومدن تقریبا 150 نفری می شد : خانم ها طبقه ی بالا بودن و اقایون طبقه ی بالا. همه ی مهمونا از دخمل تعریف می کردن. یه عکسم از دخملم ...
22 خرداد 1393

روز جانباز..

سلام دختر نازم هلما جون ....... امروز ساعت 12 برای سفره ی حضرت ابوالفضل رفته بودیم خونه ی دختر عمو مینا. مولودیه خوندند  و شکلات ریختند همه چش و چالمونو در اوردن.. اونجا همه میگفتن چقد شبیه باباشه .... واییییییییییی بازم. بعدش دایی ابراهیم اومد دنبالمون رفتیم دیدن جهیزیه ی دختر دایی مهسا . بعدش هم واسه روز جانباز شام اومدیم خونه ی خاله نیر اینا واسه عمو سعید کادو تابلوی نقره خریده بودیم ...
12 خرداد 1393

روز دهم تکمیل خوشبختی مون!!!!!!!!

سلام دخمل نازم هلما جون.....   امروز دهمین روز تکمیل شدن خوشبختی مون رو با همه جشن گرفتیم کلی مهمون به خاطر دخملم دعوت کرده بودیم تا همه خوشبختی مون رو ببینن و تو لذت مون شریک شن.. بازم طبق معمول همه میگفتن شبیه باباتی اخه دخمل لپاتو بخلم چرا شبیه من نشدیییییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟   اینم چن تا عکس خوشگل از گلم...       ...
5 خرداد 1393